ذهن بی قرار

 

اکثر فعالیتهای بدن ما غیر ارادی و خودکار هستند. بطور مثال، نفس کشیدن، و حرکت خون در رگها از جمله فعالیتهای اتوماتیک در بدن انسان هستند. فکر کردن نیز یک فعالیت پیوسته و اتوماتیک است.

افکار پیوسته می آیند و می روند، حتی برای یک لحظه وقفه ای وجود ندارد. اغلب افکار به هیچ وجه دعوت نمی شوند، فقط می آیند، برای مدتی توجه را جلب می کنند، و پس از پردازش در ذهن ناپدید

می شوند.

افکار شباهت زیادی به امواج اقیانوس دارند. همیشه در حال حرکتی همزمان هستند و هیچ وقت نمی ایستند. برای ذهن که افکار را جذب و پردازش می کند توقف بسیار سخت است. ذهن در مورد هر

چه می بیند فکر می کند. دوست دارد مقایسه و آنالیز کند، سئوال بپرسد و دلیل بیاورد. هیچگاه توقفی ندارد حتی برای لحظه ای کوتاه.

ذهن هر کس بصورت اتوماتیک افکاری مشخص را می پذیرد، تصفیه می کند و دیگر افکار را پس می زند. به همین دلیل است که بعضی افراد ذهنشان را با موضوعات مشخصی مشغول می کنند، در

حالی که افراد دیگر در مورد همین موضوعات مشخص ابداً فکر نمی کنند. به نظر می رسد وجود فیلتری در ذهن باعث این امر می شود و عملکرد این فیلتر ذهنی در افراد متفاوت است.

چرا بعضی به فوتبال علاقمند هستند و بعضی دیگر نیستند؟ چرا بعضی عاشق خواننده بخصوصی می شوند و بعضی دیگر نمی شوند؟ چرا بعضی افراد در مورد موضوع مشخصی فکر می کنند و

بعضی دیگر به هیچ عنوان فکرش را نمی کنند؟  همه اینها ناشی از  یک فیلتر ذهنی و روحی است. این فیلتری است که بصورت اتوماتیک و ناخودآگاه کار می کند. زمانی که ذهن به یک سری افکار

بیشتر می پردازد و افکار دیگر را رد می کند، در اصل یک فعالیت ناخودآگاه صورت می پذیرد. شکل گیری این فیلتر یا عمل کردن ذهن بستگی به اتفاقاتی دارد که از زمان کودکی بر ما تأثیر گذاشته

اند.

هر اتفاق، رویداد، کلمه یا پیشنهاد تأثیر بر ذهن ما می گذارد، که در نتیجه باعث تولید افکار می شود. ذهن یکی را انتخاب و پردازش می کند و بعد یکی دیگر را انتخاب می کند. انرژی و زمان زیادی را

صرف افکار گذرا و غیر ضروری می کنیم که متأسفانه اغلب افکاری منفی هستند.

چرا باید بگذاریم افکار بر ذهن ما فرمانروایی کنند؟ چرا افکاری را که سودمند و خوشایند هستند انتخاب نکنیم و از آرامش درونی لذت نبریم؟ چرا باید بگذاریم افکار مانند یک رئیس بی رحم با ما رفتار

کنند، و پیوسته فرمان پشت فرمان بدهند؟

زمانی که به این توانایی برسید که افکار را انتخاب کنید، به آزادی بزرگی رسیده اید. شاید جلوگیری از جاری شدن افکار امری محال به نظر بیاید، ولی این امکان وجود دارد. با بعضی از تمرینات

مانند تمرکز و مدیتیشن می توانید یاد بگیرید که این ذهن بی قرار را آرام کنید.

ذهن مثل یک حیوان تعلیم نیافته است. با تمرینات مناسب می تواند انضباط را یاد بگیرد و اطاعت کند که به آرامش و سلطه آن منتهی می شود.

ذهن بی قرار

۲ thoughts on “ذهن بی قرار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *