نفس!!!

نفس چیست؟ نفس هویتی است خود ساخته.  این هویت تشکیل شده از باورهای ما. باورهایی درباره خودمان که به آنها اعتقاد داریم.

شخصیت ما، استعدادهای ما و دوست داشتن ها و نداشتن های ما. نفس چیزی است که ما را در یک چرخه بی پایان گفتگو در ذهنمان

قفل می کند، و ما را از زمان حال جدا می کند. هویتی است که توسط داستان گویی ما خلق و درجای خود محکم می شود. داستان

هایی که فقط داستان هستند و نه واقعیت ما.

کارهایی که انجام می دهیم، دارایی ما، موقعیت اجتماعی ما، قدرت تشخیص ما، علم و تحصیلات ما، ظاهر ما، توانایی های خاص

ما، روابط ما، سیستم باوری ما، تعصبات مذهبی و دیگر هویت های شکل گرفته ما در طول زندگی می توانند تعریف متعارف نفس ما باشند.

شما هیچ یک از اینها نیستید. در حالیکه نفس ظاهراً از شرایط انسان است، ماهیت واقعی او نیست. زمانیکه از نقطه نظر نفس عمل می

کنیم، بطور کلی فکر می رود به سمت درست یا غلط بودن، تقصیر و شرم. بجای عمل کردن از جایگاه عشق، از جایگاه قضاوت عمل می

کنیم. از جایگاه “چطور می توانم خدمت کنم” یا “چطور می توانم ببخشم” رفتار نمی کنیم، ولی از جایگاه “چه چیزی بدست می آورم

” یا “چطور به نظر می رسم” رفتار می کنیم.

اینکه یاد بگیرید تشخیص دهید  ویژگی ها و رفتار های نفس را،  و سپس بتوانید آگاهانه انتخاب کنید، شدیداً زندگی شما را تغییر خواهد

داد. سه نکته که می تواند سطح مدیریت نفس را بالا ببرد و زندگی آرام و دوست داشتنی را نصیب شما کند عبارتند از:

 

1 – از شخصی کردن هر اتفاقی دست بر دارید. نفس عاشق رنجیدن است. عاشق احساس زخمی شدن است و دوست دارد سوار بر درد

و ناسازگاری شود. وقتی تصمیم می گیریم بخاطر رویدادها برنجیم، ما فعالانه این انتخاب را می کنیم تا به نفس اجازه دهیم کنترل زندگی

ما را در دست بگیرد و درد خلق کند. برای دوری از این انتخاب باید متوجه باشیم که عشق حالت طبیعی یک انسان است. انسان ها در

واقع می خواهند ارتباط داشته باشند، احساس شادی کنند و نه غم.

اگر کسی کاری انجام دهد و یا چیزی بگوید که باعث ایجاد هر

گونه حس منفی در شما شود، شما دو انتخاب دارید. می توانید عکس العمل نشان دهید و در گیر کشمکش شوید، یا چاشنی درون

خود را که می تواند فرصتی برای رشد تان باشد، بشناسید. می توانید این باور را بپذیرید که هر چیزی منفی گفته شده و یا اتفاق افتاده

از طرف دیگران، احتمالاً نمایشی از نفس آنهاست. 

 

2 – عفو کردن ….

نفس عاشق این است که خودش را همیشه محق  بداند. جایگاه خودش را بدین شکل محکم می کند. مشکل اینجاست که شما را از

انجام کارهایی که می توانند شما را به عشق و راستی نزدیک کنند باز می دارد. نفس به نوعی مثل یک علف هرزه عمل می کند. شاید

گل های زیبایی برای باغ درون شما داشته باشد، ولی اگر از آن مراقبت نشود تمام گیاهان دیگر شما را از بین خواهد برد و شما را در

یک آشفتگی بزرگ رها می کند. وقتی که می بخشید، وقتی که عفو می کنید، از نیاز درست بودن و حق داشتن جدا می شوید و بجای

آن عشق را انتخاب می کنید. این عملکرد از خود واقعی شما نشأت می گیرد.

 

3 – رها کنید و مشاهده کنید ….

رها کنید اصرار بر درست بودن را، رها کنید اصرار بر برنده شدن را، رها کنید اصرار بر دیده شدن را، در عوض مشاهده کنید. نفس می

خواهد خودش را ثابت کند، و بالا و پایین می پرد تا عشق و درستی را بدست بیاورد. خود برتر ما نیاز به درستی ندارد. خود برتر

می داند که خود عشق است. با آگاه بودن از نفس و نیاز آن برای دیده شدن، و شنیده شدن، باعث می شوید فضایی باز شود تا

بدون توقع و انتظار دیده و شنیده شوید. سپس شما همه چیز را همانطور که هستند می بینید و درک می کنید. شما دیگران را همانطور

که هستند می بینید و نه از جنبه نقص فقط  بخاطر اینکه با درخواست های نفس شما هماهنگ نیستند.

لحظه ای که از نفس درونتان آگاه می شوید، دیگر اکیداً نفس نیست، فقط یک ذهن شرطی قدیمی است. نفس به ناآگاهی اشاره می

کند. هم زیستی آگاهی و نفس معنی ندارد. شکی نیست که نفس هدف خود را دنبال می کند. ولی وقتی نفس بشود پردازشگر مسلط

ذهن شما از خود واقعی دور می شوید. با تمرین می توانید یاد بگیرید چگونه نفس را بهتر مدیریت کنید و زندگی آرام و دوست داشتنی را

خلق کنید. وقتی نفس بمیرد، روح بیدار می شود. اجازه دهید هر روز کمی از نفس شما بمیرد تا روح بیدار شود و رشد کند. تا آزادی و

شادی رشد کند. تا آرامش به پیش بیاید. زندگیتان را با خلاص شدن از نفس برکت دهید.

 

 

 

 

نفس ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *